اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر): دموکراسی بدون اتحاد داوطلبانۀ ملیت های ایران از محالات است

3 10 2012

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

دموکراسی بدون اتحاد داوطلبانۀ ملیت های ایران از محالات است

بحث هایی که در چند هفته گذشته به دنبال انتشار «توافقنامه مشترک حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله» ، در میان جریان های مختلف اپوزیسیون درگرفته ، نشان می دهد که پیشداوری های مربوط به مسأله ملی در ایران ، متاسفانه ، هنوز نمی گذارد بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی به درک روشنی از شرایط شکل گیری دموکراسی در این کشور دست یابند. کسانی که برای رهایی از جهنم جمهوری اسلامی و دستیابی به دموکراسی مبارزه می کنند ، ناگزیرند از گره خوردگی دموکراسی با مسأله ملی تصور دقیقی داشته باشند. تعهد به دموکراسی آنها را ناگزیر می کند چند حقیقت بسیار ساده ولی حیاتی را همیشه در نظر داشته باشند:
یک – در دنیای امروز ، دموکراسی بدون برخورداری همه آحاد مردم از آزادی های بنیادی و حق شهروندی برابر نمی تواند شکل بگیرد.
دو – چند گانگی زبانی ، فرهنگی ، قومی و مذهبی در ایران منشأ تبعیض ها و نابرابری های غیر قابل انکاری است که ادامه شان می تواند ما را به ورطۀ مصیبت های جبران ناپذیری بکشاند و نه تنها شرایط و فرصت های شکل گیری دموکراسی را بسوزاند ، بلکه حتی موجودیت کشور را هم به خطر بیندازد.
سه – نابرابری های زبانی، فرهنگی، قومی و مذهبی نیز مانند همه نابرابری های دیگر و مانند هرجای دیگر، از طریق پیکارهای خودِ مردم برای آزادی و برابری و دموکراسی از بین می روند، نه از طریق مداخله و تصمیم قدرت های خارجی برای تعیین سرنوشت مردم ایران.
بی اعتنایی به همین حقایق ساده تجربی در بحثی که اکنون در باره مسأله ملی راه افتاده ، جای تردیدی باقی نمی گذارد که بعضی از دموکراسی خواهان صحنه سیاسی ایران می توانند خود به مانعی بر سر راه دموکراسی تبدیل شوند:
• کسانی که می گویند «اقوام ساکن فلات ایران ، طی قرن ها در کنار هم زیسته و ملت واحد ایران را پدید آورده اند … در این سرزمین هیچ قومی برآن نبوده که اقوام دیگر را … زیر سلطه خویش درآورد» ، آشکارا دارند مسلمات تاریخی را در جهت ناسیونالیزم خود دستکاری می کنند. به این دلیل ساده که اولاً مرزهای ایران امروز با «فلات ایران» تفاوت های بسیار چشم گیری دارد و «همه اقوام ساکن فلات ایران» ، امروز در کنار هم زندگی نمی کنند ؛ ثانیاً همه اقوام ساکن ایران همیشه با صلح و صفا در کنار هم نزیسته اند ؛ ثالثاً «ملتِ» امروز ایران پدیده نسبتاً جدیدی است که تقریباً با انقلاب مشروطیت شکل گرفته و تا حد زیادی از موجودیت خود آگاه شده است و پیش از آن، وجه اشتراک سیاسی اقوام ساکن ایران این بوده که همه رعایای سلاطین واحدی بوده اند.
• کسانی که می گویند «تقسیم ایران به ملت ها و ملیت های گوناگون ، آشکارا با وجود یگانگی ملی مردم ایران و به طریق اولی ، با دولت واحد کشور ایران در تضاد است» ، دانسته یا ندانسته دارند از تز «یک ملت – یک دولت » دفاع می کنند. این یعنی انکار وجود کشورهای چند ملیتی یا نامطلوب دانستن آنها. چسبیدن به چنین نظریۀ نامعقولی به ویژه در کشوری مانند ایران ، نامعقول تر است و پی آمدهای خطرناکی به بار می آورد. همه می دانیم که ایران امروز کشوری است با اقوام ، زبان ها ، فرهنگ ها و مذاهب مختلف ؛ بنابراین صحبت کردن از «یگانگی ملی مردم ایران» گمراه کننده است. باید بپذیریم که ملت ایران موجودیت یک پارچه ای ندارد. برخلاف تصورات واهی ناسیونالیست ها، این گوناگونی نقطه ضعف کشور ما نیست، نقطه قوت آن است و می تواند زمینۀ بسیار مساعدی برای شکل گیری و شکوفایی دموکراسی در این کشور ( و حتی منطقه ما ) باشد. همچنین برخلاف تصورات واهی ناسیونالیست ها ، «دولت واحد» یا ( به بیان دقیق تر ) «دولت یک پارچه»، همه جا ضرورتاً گزینه مناسبی نیست. توجه به این حقیقت مخصوصاً در کشورهای چندقومی و چند زبانی و … از اهمیتی حیاتی برخوردار است. پرستش دولت یک پارچه در کشوری مانند ایران ، برخلاف تصور مدافعان آن، به تولید و تقویت ناسیونالیزم های قومی متخاصم می انجامد و خواه نا خواه به واگرایی ملیت های مختلف کشور دامن می زند. دولت فدرال ضرورتاً دولت ضعیف و شکننده ای نیست و اگر بتواند با تکیه به دموکراسی و شهروندی برابر، هم گرایی ملیت های مختلف را تقویت کند، می تواند به مراتب کارآمدتر از دولت یک پارچه باشد.
• کسانی که ضمن پذیرش چندگانگی قومی و زبانی در ایران، منکر چندگانگی ملی در کشور ما هستند، با پناه بردن به نوعی خودفریبی، دارند از رویارویی با مسأله واقعی طفره می روند. حقیقت این است که اولاً تفاوت معنایی میان «قومیت» و «ملیت» ، دیوار عبور ناپذیری میان آنها در دنیای واقعی به وجود نمی آورد. وقتی به هر دلیلی واگرایی میان دو گروه قومی یا زبانی شروع شد، فرقی نمی کند که آنها را «قوم» بنامید یا «ملت» ؛ ناسیونالیزم قومی می تواند به سرعت برق و باد یک «ملت» بسازد و برایش گذشته ای «باشکوه» و آینده ای «درخشان» ابداع کند. ثانیاً در دنیای زمخت رویارویی های سیاسی، محکم ترین معیار تشخیص یک ملت، نظر آن گروه از مردمی است که خود را یک «ملت» می دانند و بر تمایز خود از دیگران تأکید می ورزند. ثالثاً انکار «حق تعیین سرنوشت» برای گروهی از مردم که خود را ملتی متمایز از دیگران می دانند، در نهایت جز تجویز کشتار و آدمخواری عمومی معنای دیگری ندارد. انکار حق تعیین سرنوشت برای گروهی از مردم که خود را یک ملت می دانند، با دموکراسی غیر قابل جمع است. در دنیای امروز، دموکراسی فقط بر بنیاد «ملیت مدنی» می تواند شکل بگیرد و شکوفا شود ، یعنی ملیتی که هویت سیاسی آن قبل از هر چیز، با برخورداری همه آحاد آن از حق شهروندی برابر مشخص می گردد. بنابراین پذیرش حق تعیین سرنوشت ملیت ها یا اقوام ایران ، موجودیت ایران را به خطر نمی اندازد، بلکه راه قوام یابی ملت مدنی متحد ایران را هموار می سازد.
• کسانی که مسأله ملی در ایران را ساخته و پرداخته توطئه های استعماری قدرت های خارجی قلمداد می کنند، عملاً می کوشند مبارزه علیه نابرابری های انکار ناپذیر زبانی، قومی و مذهبی موجود در ایران را از دستور کار جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران خارج سازند و تا آینده ای نامعلوم به عقب بیندازند. تردیدی نیست که قدرت های خارجی جهانخوار می کوشند و خواهند کوشید از مسأله ملی در ایران در جهت پیشبرد طرح های خود بهره برداری کننند؛ اما به همین دلیل هم که شده، باید به جای پاک کردن صورت مسأله، به حل آن برخیزیم و با مبارزه نقد و فعال علیه نابرابری های ملی، هم گرایی بخش های گوناگون این کشور را تقویت کنیم و مجال بهره برداری به قدرت های جهانخوار ندهیم.
• کسانی که به نام مبارزه علیه ستم ملی یا رهایی از چنگال خونین جمهوری اسلامی، ضرورت «مداخله بشر دوستانه» قدرت های خارجی را تبلیغ می کنند، بیگانگی خود با منطق دموکراسی و حق تعیین سرنوشت مردم را به نمایش گذاشته اند؛ آنها دانسته یا ندانسته، علیه حیاتی ترین پیش شرط های دموکراسی و علیه موجودیت ایران برخاسته اند. در این مورد مشخصاً باید دعوت مصطفی هجری ( دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران ) برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع در ایران، از طرف همه دموکراسی خواهان ایران و به ویژه مبارزان دلیر آزادی در کردستان، با صراحت تمام محکوم شود.
فراموش نباید بکنیم که در کشور ما دستیابی به دموکراسی بدون اتحاد داوطلبانه ملیت های ایران از محالات است. توجه به این حقیقت مخصوصاً برای طبقه کارگر ایران و مبارزان راه سوسیالیسم از اهمیتی حیاتی برخوردار است. کارگران ایران از ملیت های مختلفی بر می خیزند و به زبان های مادری مختلفی سخن می گویند؛ نابرابری های قومی و زبانی و مذهبی و واگرایی های قومی روند اتحاد طبقاتی آنها را کندتر می سازد ، بنابراین مبارزه علیه این نابرابری ها در عین حال مبارزه ای است برای شتاب دادن به اتحاد طبقاتی آنها. طبقه کارگر ایران بالقوه بزرگ ترین مدافع همگرایی و اتحاد داوطلبانه ملیت های این کشور است. حقیقت این است که سرنوشت طبقه کارگر، دموکراسی و موجودیت ایران عمیقاً با هم گره خورده است و چپ سوسیالیستی ایران نمی تواند با این پیوند سرسری برخورد کند.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم
هیأت اجرایی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )
۱۱ مهر ۱۳۹۱ ( ۲ اکتبر ۲۰۱۲ )

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: