دام‌های بی‌امداد

29 11 2017

گزارش «شرق» از وضعيت دام‌هاي آسیب‌دیده زلزله‌زدگان كرمانشاه -سمیرا حسینی: «از زیر آوار درش آوردم، کمرش شکسته، الان زنگ زدم دکتر، ٧٠٠ ‌هزار تومان پول می‌خواست که بیاید و درمانشان کند».


دام‌های بی‌امداد

این‌ را مرد میان‌سالی به نام کریم می‌گوید که در زلزله کرمانشاه خانه، زندگی‌ و دو گاوش را که منبع درآمدش بودند از دست داد. کریم به گاو سفید با خال‌های سیاه‌‌رنگی که در گوشه‌ای روی تاپاله‌ها نشسته است، اشاره می‌کند: «از روزی که زلزله آمده و دیوار طويله روی سرش آوار شد، دیگر نمی‌تواند حرکت کند، درد می‌کشد، اما نمی‌توانم کاری برایش انجام دهم، نه قصابی هست و نه خریداری، تمام سرمایه زندگی من همین چند گاو است، اگر بخواهم سرش را ببرم تا راحت شود، همه سرمایه زندگی‌ام را از دست می‌دهم. چهار تا دیگه از گاو‌ها گوساله‌ تو شکمشون تلف شد». شغل بیش از ٧٠ درصد مردم روستای «ناوه‌فره» در هفت‌کیلومتری شمال‌شرقی سرپل ذهاب دامداری و کشاورزی است. کریم با چهره‌ای آفتاب‌سوخته و دست‌هایی که از فرط کار زیاد پینه بسته است، مقداری علوفه از زیر آوار طويله بیرون می‌آورد تا جلوی گاو‌های باقی‌مانده‌اش بگذارد. «تا امروز هیچ دامپزشکی از طرف دولت نیامده تا به دام‌هایمان رسیدگی کند. آنها درد می‌کشند، اما کسی نیست که کاری برای ما انجام دهد».
کمی آن‌طرف‌تر کنار تل‌هایی از آوار، چند گاو و تعدادی گوسفند که چندتا از آنها دست‌وپایشان شکسته است روی زمین نشسته‌اند. مجید، صاحب آنها، از چادر مسافرتی که با خانواده‌اش در آن زندگی می‌کند خارج می‌شود. «بیشتر گاو‌ و گوسفند‌های روستا در زلزله تلف شدند و ما با دست خودمان چاله‌ای حفر و آنها را دفن کردیم. آمار دقیقی از گاو و گوسفندانی که دست، پا یا کمرشان شکسته است ندارم، اما بیشتر دام‌‌های روستا بر اثر زلزله آسیب دیده‌اند. بعضی از مردم روستا با وام دام‌‌های خود را خریداری کرده بودند و خیلی از آنها بیمه نبودند. آنهایی هم که دام‌هایشان بیمه بود، هنوز کارشناسی نیامده تا به آنها رسیدگی کند. خود من دوتا گاو شیرده داشتم که زیر آوار تلف شدند. خواهرم که از پدر نابینا و مادر پیرم نگهداری می‌کند، به‌تازگی با وام کمیته امداد دو گاو خریده بود که از بین رفتند. قیمت گاو‌هایمان ١٢‌میلیون و گوسفندانمان بیش از یک‌میلیون تومان ارزش داشتند. دام‌هایی هم که از زلزله جان سالم به‌در برده‌‌اند، اگر علوفه نباشد بعد از مدتی تلف می‌شوند».
بسته‌ کنسروهایی را که کنار چادر افتاده است برمی‌دارد تا با خانواده‌اش ناهار بخورند. «خداروشکر من و خانواده‌ام در زلزله آسیب ندیدیم، اما یکی از همسایه‌هایمان زنش را از دست داد و سه فرزندش آسیب ‌دیدند که در بیمارستان هستند. یکی از گاو‌هایش همان روز اول تلف شد، اما یکی دیگر از آنها مدتی زیر آوار بود که با کمک مردم از زیر آوار درش آوردند، اما بعد از سه روز تلف شد. کسی هم به این وضع رسیدگی نمی‌کند. دام‌‌هایی که زنده‌اند هم چند روز دیگر علوفه‌شان تمام می‌شود که یا باید سرشان را ببریم یا بفروشیمشان».
با وقوع زلزله، سیل حمایت‌ها و کمک‌های امدادی برای انسان‌های آسیب‌دیده در مناطق زلزله‌زده از چهار گوشه کشور راهی کرمانشاه شد. در همین مناطق‌ هزاران رأس دام اهلی ساکنان روستاهای ویران‌شده در زلزله هم کشته شده یا زیر آوار باقی مانده و آسیب دیدند، اما کمتر کسی به فکر این بخش ماجرا بوده است؛ دام‌هایی که با مرگشان هم سرمایه زندگی صاحبانشان نابود شده و هم وجودشان در مناطق احتمال بروز انواع بیماری‌ها را تشدید می‌کند.
پیام محبی، دامپزشک و رئیس انجمن جامعه دامپزشکی ایران، در همین رابطه در گفت‌وگویی با «شرق» می‌گوید: «بیشتر دام‌های سنگین‌وزن مانند گاو‌های بالای ٦٠٠ کیلو، پس از آسیب‌های شدید مانند شکستگی کمر درمان نمی‌شوند و پس از مدتی تلف می‌شوند و این در حالی است که لاشه یک حیوان بیشتر از جسد یک انسان می‌تواند محیط را آلوده کند. هنگام وقوع زلزله، دام‌ها بیشتر از انسان‌ها آسیب می‌بینند به دلیل اینکه اماکن دامی بسیار سست است و دام‌ها تراکم بسیاری در این محل دارند. آنها همچنین هنگام زلزله توان این را ندارند که در طويله را باز و فرار کنند. در چنین شرایطی دام‌ها بیشتر دچار آسیب می‌شوند و تلفاتشان زیاد است و این در حالی است که اقتصاد روستا‌ دامداری و کشاورزی خرد است».
محبی درباره وضعیت دام‌ها هنگام وقوع زلزله نیز می‌گوید: «هنگام وقوع زلزله، هیچ‌کس از دام‌‌ها حرف نمی‌زند، درحالی‌که این بخشی از اکوسیستم روستا‌هاست، مخصوصا در مناطق غرب کشور که شغل بیشتر آنها دامداری است و نه کشاورزی، به دلیل اینکه مناطق کوهستانی هستند. پس از زلزله، دولت قول می‌دهد خانه‌هایشان را بسازد، اما هرگز دام‌هایشان را جایگزین نمی‌کند. بسیاری از ما به‌راحتی می‌گوییم این تعداد گاو یا گوسفند تلف شد، درحالی‌که روستایی‌ها با ازدست‌دادن گاو و گوسفند همه سرمایه زندگی‌شان را از دست می‌دهند. یکی از دوستانم که در زلزله ورزقان به آنجا رفته بود، می‌گفت بسیاری از زلزله‌زده‌ها گوسفندانشان را داخل چادر‌ها می‌فرستادند و خودشان بیرون از چادر می‌خوابیدند تا دام‌هایشان از بین نروند و گرگ‌ آنها را نخورد. آنها با ازدست‌دادن سرمایه، روستا را ترک كرده و حاشیه‌نشین می‌شوند که این خود تبعات زیادی را در پی دارد. روستا‌های زلزله‌زده از مرگ انسان‌‌ها و خانه‌ها از بین نمی‌روند، بلکه با تلف‌شدن دام‌ها از بین می‌روند».
او در ادامه می‌گوید: «جامعه دامپزشکی ایران سال‌‌هاست با توجه به زلزله‌خیزبودن کشور به هلال‌احمر پیشنهاد تشکیل ستاد بحران هنگام زلزله برای دام‌ها داده که تاکنون هیچ توجهی به آن نشده است. نکته جالب‌توجه اینجاست که ما سه هفته پیش از زلزله در جلسه‌ای که با هلال‌احمر داشتیم، بار دیگر این موضوع را با آنها در میان گذاشتیم؛ اما آنها اهمیتی به این موضوع ندادند. هنگام زلزله صاحب بسیاری از دام‌ها به دلیل شرایط بحرانی نمی‌توانند به آنها رسیدگی کنند؛ حتی تعدادی از آنها صاحب خود را از دست می‌دهند و باید به مناطق زلزله‌زده علاوه بر ارسال علوفه، دامپزشک متخصص فرستاده شود تا به آنها رسیدگی کند که متأسفانه ارگانی نیست که به آن توجه کند و ما قدرت آن را نداریم که به همه دام‌‌های آسیب‌دیده رسیدگی کنیم و این کار ارگانی‌هایی مانند هلال‌احمر و صلیب سرخ است. دامپزشک‌هایی هستند که در چنین شرایطی بخواهند به صورت داوطلبانه برای کمک به دام‌ها به مناطق زلزله بروند؛ اما این در شرایطی شدنی است که امکانات و ابزار مورد نیاز برای درمان دام‌ها در اختیار آن‌ها قرار بگیرد. انجمن جامعه دامپزشکان حاضر است. اگر ارگان‌های مربوطه از آنها حمایت کند و ابزار داروهای مورد نیاز در اختیار آنها قرار بگیرد، دامپزشکان متخصص را به صورت داوطلب برای درمان دام‌ها به منطقه اعزام می‌کند».
علاوه بر او محمود مظفر، رئیس سابق سازمان امداد و نجات هلال‌احمر، دراین‌باره به «شرق» این‌طور می‌گوید: «هنگام زلزله هیچ ارگانی به دام‌ها توجه نمی‌کند. زمانی که در ورزقان زلزله آمد، بسیاری از زلزله‌زده‌ها به جای چادر از ما تقاضای فنس می‌کردند تا دام‌هایشان از بین نرود. در بیشتر زلزله‌ها ما با این موضوع روبه‌رو می‌شویم؛ اما متأسفانه تا‌به‌حال فکری برای آن نشده است. هنگام زلزله جهاد کشاورزی باید به وضعیت دام‌ها رسیدگی کند و کارگروهی را در این زمینه تشکیل دهد».
کسی نمی‌داند چه تعداد گاو و گوسفند مانند گاو سفید با خال‌‌‌های سیاه کریم اهل روستای «ناوه فره» براثر زلزله دچار آسیب شدید شده‌اند و چشم‌انتظار کمک دامپزشکان هستند. هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رود و گاو سفید با خال‌‌های سیاه بی‌حرکت سر جای خودش نشسته، کمی اطرافش را نگاه می‌کند حتی نای ماااااا ماااااکشیدن هم ندارد.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: